هر سرآغازی را رازی است

استاد طاها در دامان خانواده‌ای دیندار و اهل معرفت، در سرزمین سرسبز مازندران دیده به جهان گشود. از همان روزهای آغازین زندگی، معنویت مانند نسیمی بر روح او وزیدن گرفت. اما آنچه مسیر او را از بسیاری متمایز کرد، نه فقط محیط پرورش، که عطش پایان‌ناپذیر برای یافتن حقیقت بود؛ پرسش‌هایی که پاسخشان را در ظاهر جهان نمی‌یافت.

در خلوت طبیعت بکر شمال، تجربه‌هایی فراتر از دایرهٔ فهم متعارف برایش رقم خورد. اتفاقاتی که این یقین را در جانش استوار کرد: هستی، لایه‌هایی ناپیدا دارد و حقیقت، بسیار فراتر از چیزی است که به چشم می‌آید.

آمیختن دانش، تجربه و شهود

همین شوق پایان‌ناپذیر، او را به مطالعهٔ عمیق، ریاضت علمی و بهره‌گیری از محضر استادان کشاند. در سیزده‌سالگی، دریچه‌ای نو به رویش گشوده شد؛ واقعه‌ای که زندگی‌اش را دگرگون کرد. از آن پس، همهٔ همت خویش را وقف شناخت مراتب پنهان وجود انسان نمود.

استاد طاها، مسیر آکادمیک را نیز جدا از سلوک شخصی نپیمود. تحصیل در رشتهٔ تکنولوژی نرم‌افزار به ذهن او ساختاری منطقی و نظام‌مند بخشید و ادامهٔ راه در مقطع کارشناسی ارشد روان‌شناسی عمومی، زمینه‌ای شد تا یافته‌های شهودی و تجربی خود را با دستاوردهای علمی روز پیوند بزند. این ترکیب سه‌گانه (عقل، تجربه و شهود) شالودهٔ تمام آموزش‌های امروز اوست.

کارگروه «درون»؛ ثمرهٔ یک عمر جست‌وجو

کارگروه فراروانشناسی «درون» بازتاب مستقیم این مسیر است: نه یک آموزش صرف، بلکه رهگذری که از دل تجربهٔ زیسته پدید آمده. در اینجا، هنر برون‌فکنی آگاهانه، خودهیپنوتیزم، مراقبه‌های عمیق و شفای درون، با رویکردی علمی-معنوی و کاملاً عملی آموزش داده می‌شود.

سخنی از استاد طاها که چکیدهٔ این راه است:

«راه را نمی‌توان به جای دیگری پیمود؛ اما می‌توان چراغی بر آن افروخت. من تنها نشانه‌های راه را آشکار می‌کنم. پیمودن مسیر، رسالت خودِ شماست. ذهن، کلید دروازهٔ درون است؛ و هر که این کلید را به حکمت بسازد، درهای ناشناختهٔ وجود بر او گشوده خواهد شد.»